تبلیغات
تبریزیم - موسیقی عاشیقی آذربایجان
 
تبریزیم
رهبر معظم انقلاب فرمودند: آذربایجان سر ایران است
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام خدمت تمام دوست داران تاریخ آذربایجان
این وبلاگ در راستای معرفی هرچه بهتر آذربایجان به خصوص شهر تبریز و تاریخ تبریز وشخصیت های برخاسته از آن است و البته به دور از هرگونه مسائل تنش زا.
سامانه پیامکی برای ارتباط با مدیر وبلاگ
1000144030191
مدیر وبلاگ : علی سلیمی
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

وبلاگ شخصی علی سلیمی

اوقات شرعی

Online User

پایگاه خبری تبریزیم

یکشنبه 12 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : علی سلیمی
موسیقی عاشیقی آذربایجان

اوزان ها نیاکان عاشیق های آذری، عاشوق های ارمنی، و بخشی های ترکمنی هستند. شباهت در تلفظ دو واژه «اوزان» و «گوسان»، از طریق عبور از واژه «اوسان»، نمود دیگری است که می تواند ما را به سوی یکی پنداشتن ریشه هر دو مورد سوق دهد. چنین می توان پنداشت که واژه گوسان در آسیای میانه، به تدریج و تحت تأثیر گویش های محلی به اوسان و سپس اوزان تبدیل شده است

برای مشاهده مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
موسیقی عاشیقی آذربایجان

مقدمه
ادبیات و فرهنگ شفاهی آذربایجان یکی از غنی ترین انواع در نوع خود است. در این میان، عاشیق های آذربایجان وارث یکی از کهن ترین ادبیات شفاهی -و تا حدودی مکتوب- هستند. کهن ترین اثر مکتوب در این زمینه کتاب «دده قورقود» است. واژه «اوزان» در این کتاب آمده است.


وجه تسمیه

آنچه به ظاهر از واژه «عاشیق» دریافته می شود آن است که این واژه از واژه های «عشق» و «عشقه» عربی مشتق شده است؛ در حالی که برابر برخی بررسی های آغازین چنین نیست.

«اَشو» و «اَشا» در زبان اوستایی به معنی مقدس است؛ چنان که اغلب نام زرتشت را به صورت «اشو زرتشت» به کار می برند. «اَشک» یا «اَشوک» که نام همگانی پادشاهان اشکانی بود، نیز احتمالا از همین ریشه و به معنی وقدس بوده است.

از آنجا که زبان ترکی و گویش های گوناگون آن ریشه در زبان های آریایی دارد، این احتمال وجود دارد که عاشیق یا عاشوق تلفظ های ویژه ای از واژه آشیک، آشوک، اَشک، اَشو و اَشا باشد، به معنی مرد مقدس که از نام ها و صفت های عاشیق ها و اوزان ها بوده است.

از سوی دیگر، کتابت واژه عاشیق ذهن را بیش تر به سوی هم خانوادگی این واژه با واژه های عشق و عشقه می کشاند. در واقع، دو حرف «ع» و «ق» تنها مواردی هستند که چنین گمانی را سبب شده اند.

اگر ریشه این واژه را از طریق اَشو جست و جو کنیم، می توان گمان برد که شاید آشیک در تلفظ به صورت آشیغ و در کتابت به صورت عاشیق درآمده است.


اوزان ها نیاکان عاشیق های آذری، عاشوق های ارمنی، و بخشی های ترکمنی هستند. شباهت در تلفظ دو واژه «اوزان» و «گوسان»، از طریق عبور از واژه «اوسان»، نمود دیگری است که می تواند ما را به سوی یکی پنداشتن ریشه هر دو مورد سوق دهد. چنین می توان پنداشت که واژه گوسان در آسیای میانه، به تدریج و تحت تأثیر گویش های محلی به اوسان و سپس اوزان تبدیل شده است و پس از قرن ها به دلایل مختلف -از جمله کارکرد و اعتبار مفهومی خنیاگر در جامعه- این واژه در فرهنگ ترکی به عاشیق، در ارمنی به عاشوق و در ترکمنی به بخشی تغییر شکل داده است. اسناد باقی مانده از این دوره انتقالی حاکی از آن است که در زمانی هر دو عنوان «اوزان» و «دده» در ترکی و «اوزان» و «بخشی» در ترکمنی همراه هم و در یک شأن و به یک معنی و مفهوم استفاده میشده اند.
ر کتاب دده قورقود از اوزان و دده چندین بار سخن رفته است:
«اوزان از سرزمینی به سرزمینی دیگر و از پیش امیرزاده ای به پیش امیرزاده ای دیگر می رود و قوپوز دسته بلندش را به همراه می برد. او سخی را از دنی باز می شناسد. بگذار آن کس که برایت می نوازد و می خواند یک اوزان باشد...».


در این کتاب همچنین درباره شخصیت و حیطه کار اوزان آمده است:
«دده قورقود پیشگو، رهبر مذهبی و اوزان، خواننده دوره گرد و نقال اوغوزها (اجداد ترکمن ها و به طور کلی ترک نژادها)، در اوایل قرن سوم هجری بوده است».
ظاهرا پس از انقراض نسل اوزان ها و پیدایش عاشیق ها، شیوه کار هم تا حدود زیادی تفاوت یافت و هنر عاشیق ها نسبت به هنر گوسان ها شادتر و مفرح تر گشت. از بررسی روایت های کتبی و شفاهی چنین می توان دریافت که تاریخ مدون و مشخص هنر عاشیقی از زمان شاه اسماعیل صفوی -که به شاختایی [=شاخطایی] معروف بوده است- آغاز می شود.


می توان حدس زد که این دوره، دوره اوج هنر عاشیقی نیز بوده است. بنا بر تاریخ دوره صفوی، شاه اسماعیل خود شعر می گفت و به عاشیق ها ارادت خاص داشت. بسیاری از عاشیق ها از جمله عاشیق بزرگ دده قوربانی که دیوان شعرش نخستین دیوان مدون شعر عاشیقی است، در دربار شاه اسماعیل هنرنمایی می کرده اند. روایت شده است که شاه اسماعیل مجالس «دیشمه» (مشاعره) میان عاشیق ها ترتیب می داد و خود در این مجالس شرکت می نمود.


هنر عاشیقی به پیروی از تحولات اجتماعی مدام در حالت تحول و دگرگونی بوده است؛ اما این هنر توانسته است همیشه خود را با شرایط به گونه ای وفق دهد که شاخص های اصلی آن که عبارت از بدیها سرایی و بدیهه نوازی، وفاداری به نمونه های تجریدی و بنیادی نغمه ها و وفاداری به آرمان های بشردوستانه و حفظ روحیه مردمی است، هیچ وقت مخدوش نشود.


نغمه عاشیقی که ظاهرا پیش از اسلام «بوی» (Boy) نامیده می شد، اکنون «هاوا» نامیده می شود. مضمون موسیقایی و شعری «هاوا»ها دربرگیرنده خصوصیات حماسی، شاد و غم انگیز است. نغمه های عاشیقی از پایه های استوار و مشخص و تحرک بسیار برخوردارند، ضمن آنکه به اندوهی وصف ناپذیر تغییر حالت می دهد.

(صص109-107)

منبع: درویش، محمدرضا و عاشیق ایمران حیدری(1376)، آئینه و آواز، مقاله موسیقی عاشیقی آذربایجان، واحد موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران.

برداشت شده از:http://www.forum.tractor-fans.com/showthread.php?tid=1034




نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : موسیقی عاشیقی آذربایجان، موسیقی آذربایجان،
لینک های مرتبط : موسیقی عاشیقی آذربایجان،




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.